X
تبلیغات
مَـحرمِ مُحــرّم - بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرب و بلا...

ابن شهر آشوب روايت كرده است كه:

روزي جبرئيل در هیبت دحیه کلبی به خدمت حضرت رسول (ص)  آمد. ناگاه امام حسن و امام حسین (ع) داخل شدند. چون گمان می کردند که دحيه کلبی است به نزديك او آمدند و از او هديه خواستند. جبرئيل دستي به سوي آسمان بلند كرد و سيب و به و انار برايشان آورد. آنان با دیدن ميوه‌ها شاد شدند و نزد حضرت رسول (ص) بردند. حضرت میوه ها از آنان گرفت و بوئيد و سپس به آنان پس داد و فرمود كه به نزد پدر و مادرتان ببريد و اگر اول به نزد پدر ببرید بهتر است. امام حسن و امام حسین (ع) پیش حضرت علی و حضرت فاطمه (س) رفتند و منتظر ماندند تا رسول خدا هم بیاید و همگي از آن ميوه‌ها تناول کنند. هرچه مي‌خوردند میوه ها به حال اول برمي‌گشت و چيزي از آن كم نمي‌شد...

 آن ميوه‌ها به حال خود بود تا آنكه حضرت فاطمه(س) به شهادت رسید، پس انار ناپدید شد. وقتی که حضرت علی (ع) به شهادت رسید، به نیز ناپدید شد. تنها سیب باقی ماند. آن سيب نزد امام حسن (ع) بود و بعد از شهادت ایشان نزد امام حسین (ع) بود تا اینکه واقعه کربلا فرا رسید...

جانم فدایت ای حسین...

روز عاشورا این سیب نزد امام حسین (ع) بود و در بحبوحه جنگ دائم آن را می بویید. بعد از اینکه امام حسین(ع) به شهادت رسید، آن سیب نیز ناپدید شد و گودال قتلگاه پر از عطر سیب شد...

دیگر کسی آن سیب را ندید...

+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 10:17 توسط حجت مختاری |